سيد جلال الدين آشتيانى
494
شرح مقدمه قيصرى بر فصوص الحكم ( فارسى )
حضرت خواجهء كائنات ، مقام انبياء را باعتبار وجود مقدارى جسمانى شهود نموده است . صورتهاى محسوسهء جسمانى ، ظهورات و مثالات و ظلال عوالم برزخى است ، لذا كمل از اين صورت و ظاهر بندگان خداوند احوال و شئون معنوى و غيبى آنها را ادراك مىنمايند و مىيابند و علت و واسطهء اين شناسائى فراست مؤمن است كه مبدا انكشاف احوال عبد است ، چون مؤمن بنور خدا و بواسطهء بينائى مفاض از حق ، حقايق را مىنگرد ، لذا در پيشانى دجال نشانهء « كفر » نوشته شده است و اهل باطن آن را قرائت مىنمايند . خيالات مقيده و برازخ متصله ، نيز حقايق را باعتبار اتصال ببرزخ مطلق ادراك مىنمايند ، چون برزخ متصل و مقيد ، ظل و فرع و عكس برزخ كلى مىباشد ، لذا وجود مثال مقيد در انسان ، دليل بر وجود مثال كلى و مطلق است و اتصال بعالم مطلق دارد و كسب فيض از آن عالم مىنمايد ، بلكه هر نوعى از انواع موجود در اين عالم از جماد و نبات و حيوان و انسان داراى روح و معنى و مثالند و از ملكوت عالم نصيب و بهره دارند ، دليل بر اين مطلب لزوم تطابق عوالم است ، فرقى كه هست ملكوت در پارهاى از انواع ظاهرتر است و در برخى از موجودات خفى است ، لذا ملكوت در جمادات غير ظاهر است ، ولى در نبات تا اندازهيى ظاهر است ، چون نفس نباتى حظى از ملكوت دارد و تا اندازهيى از مادهء جسمانى ترفع دارد . در آيات و روايات ، ظواهر و نصوص متعددى بر سريان شعور در همهء حقايق وجود دارد ، نظير : وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ ، إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ ، وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ » ، لذا در اخبار صحيح وارد است كه حيوانات امورى را كه مشهود انسان نيست به چشم باطن شهود مىنمايند . شهود حيوانات حقايق مثالى را ممكن است در برزخ متصل « مثال مطلق » و يا مثال منفصل « مثال مقيد » باشد ، و چون محجوبين از انسان اين قبيل از حقايق را شهود نمىنمايند ، خداوند مقام آنها را اسفل سافلين و يا ، كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ سَبِيلًا ، معرفى نموده است . * * *